جستار

دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم

fdbgdgmh,kj دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم

این نوشتار تحلیل و بررسی داده‌هایی است که در گزارش Pew Research center درج شده است. این گزارش اوایل اگوست ۲۰۱۷ منتشر شد. PRC مرکزی تحقیقاتی است که نظرسنجی‌هایی را از شهروندان مناطق مختلف جهان در حوزه سیاست و علوم اجتماعی انجام داده و آن را صرفا به شکل پرسش و توضیح پاسخ‌های عمومی دریافت شده منتشر می‌کند. انتشاراین داده‌ها به پژوهشگران کمک می‌کند با در دسترس داشتن منبعی قابل اعتماد، فارغ از جنجال‌های دنیای رسانه و گزارش‌های تدوینی هدفمند دولتی، به نوعی امکان سنجش افکارعمومی را داشته باشند. در گزارشی که مبنای نوشته و تحلیل پیش روست از مردمانی در مناطق مختلف جهان پرسیده شده است که چه چیز را جدّی‌ترین تهدید امنیتی علیه سرزمین خود می‌دانند. 

خلاصه داده‌های گردآوری شده در گزارش آن است که پاسخ‌دهندگان در سراسر جهان، داعش را تهدید درجه اول می‌دانند و تغییر اقلیم را با فاصله‌ای اندک از تهدید نخست، دومین تهدید مهم علیه امنیت ملی خود می‌انگارند. این تحقیق در۳۴ کشور دنیا از همه قاره‌ها انجام شده است. بیشتر آنها شاهد حملات تروریستی مرگبار داعش در قلمرو خود بوده‌اند. منطقی است که شهروندان این کشورها بر اساس تجارب زنده خود از اختلال در امنیت و صدمه دیدن حس امنیت، تروریسم را تهدید درجه اول علیه خود بدانند. درست به همین دلیل است که شهروندان کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین خطر تغییر اقلیم را از هر تهدید دیگر خطرناکتر ارزیابی می‌کنند.
در کشورهایی مانند کنیا، سنگال، آفریقای جنوبی، تانزانیا و در آمریکای لاتین شیلی، کلمبیا، برزیل، مکزیک، پرو و برخی دیگر کشورها نشانه‌های تغییر اقلیم آنچنان برای شهروندان نزدیک و ملموس است که مردم آن را تهدیدی خطرناک‌تر از داعش می‌شمرند. (نمودار ۱) اما در جهان پرمخاطره و بی‌ثبات کنونی عواملی چون حمله سایبری برای کشورهایی مانند انگلیس و ژاپن موجب نگرانی شدید مردم شده است. گفتنی است مردم یونان و ونزوئلا ناسالم بودن اقتصاد جهانی را تهدید شماره نخست برای کشورشان میدانند. به طور مثال ٪۸۸ از پاسخ‌دهندگانِ یونانی فساد در اقتصاد بین‌المللی را تهدیدی علیه استقلال و توسعه کشورشان می‌دانند، موضوعی که این کشور به سبب آن اعتراضات بسیاری به برنامه‌های اقتصادی کشورهای گروه هشت و گروه بیست داشته است.
از سوی دیگر در سال ۲۰۱۶ موج پناهندگان و جمعیت فزاینده آنان در کنار رشد افراط‌گرایی در کشورهای میزبان و هم‌زمان با آن وضعیت شکننده اقتصادی اروپای این سال‌ها، سبب شد موج مهاجران نیز تهدیدی بزرگ انگاشته شود. به طور میانگین نزدیک به ۳۹٪ شهروندان کشورهای مورد نظر سنجی این موضوع را تهدیدی علیه سرزمین خود می‌دانند. با در نظر داشتن تاریخ و سرگذشت کشورها روشن می‌شود چرا مجارستان، کره جنوبی و ویتنام از تهدیدات آمریکا، چین و روسیه و گسترش حضور آنها در منطقه جغرافیایی خود بیش از هر عامل دیگری در هراس هستند. (جدول۲)

 

الگوهای توجه‌برانگیز در تغییر اقلیم
چپ‌ها سبزتر از راست‌ها، جوانان آینده‌نگرتر از سال‌مندان

یکی از عوامل مهم در بررسی و تشخیص چند و چون هر تهدید علیه امنیت ملی یک کشور می‌تواند قدرت و نفوذ سیاسی آن کشور باشد. مثلا با ورود ترامپ به کاخ سفید و خروج آمریکا از توافق پاریس نگرانی‌ها از فرآیند گرمایش زمین افزایش یافت. آمریکا تنها یک کشور از ۱۹۵ کشور عضو آن توافق بود که تعهد خود را نقض کرد، اما سهم چشمگیرش در تولید گازهای گلخانه‌ای و نیز میزان تعهدات همیاریش با دیگر اعضای توافق جهانی تغییر اقلیم باعث شد خروج این کشور از آن توافق موجب نگرانی بسیاری از اعضا، حتی کشورهای با نفوذ و قدرتمند جهان شود. در مورد تغییر قوانین مهاجرت پذیری نیز زمانی که سیاست‌های مهاجرپذیری و پروسه تغییر قوانین مربوط به مهاجرت در اتحادیه اروپا به شکل فراگیر طرح شد، حساسیت‌های زیادی در شهروندان اروپا درباره موج مهاجرت به کشورهای اتحادیه اروپا و آمار بالای جان‌باختگان در این سفرها برانگیخته شد. قابل توجه است که قدرت گرفتن نسبی احزاب دستراستی و میانه‌رو در برخی کشورهای اروپایی بر روند این تغییرات و مخالفت‌ها و موافقت‌ها بسیار اثرگذار بود. آگاهی از دیدگاه‌های احزاب سیاسی مختلف در کشورهای مورد بررسی می‌تواند نکات مهمی را در برنامه راهبردی آینده هر کشور آشکار کند. جدول (۳) نشان می‌دهد که چگونه در نظریه اولویت‌بندی نگرانی‌های ملی میان ایدئولوژی چپ و راست (در تعریف عام آن با توجه به تفاوت درگرایشات مذهبی و روش‌های اداره اقتصادی) تفاوت وجود دارد. نمودار(۴) با نام چند کشور که از جانبی درگیر سامان‌دهی و پذیرش مهاجران سوری و عراقی و باقی کشورها هستند و از طرف دیگر درگیر عملیات تروریستی شهروندان یا مهاجران برخی از همین کشورها، روشن می‌کند که احزاب چپ و راست درباره اینکه چرا پدیده مهاجرت و داعش را عوامل ناامنی دانسته‌اند، اختلاف نظر عمیق دارند. در تحلیل این نمودار اضافه می‌کنم اگر عددی از یک تا صد را برای ایده‌های محافظه‌کار وافراطی راست‌گرایانه در نظر گیریم و همین فاصله عددی را برای آزادی‌خواهان و برابری‌طلبان به عنوان اندیشه غالب دست چپی لحاظ کنیم، آشکار خواهد شد احزاب راست، نگرانی‌های امنیتی بیشتری در مورد مهاجرین دارند. هرچند این فاصله نظری درباره تهدید تلقی کردن گروه تروریستی داعش کاسته می‌شود، به همان اندازه این اختلاف نظر در مورد مهاجرین معنادار و عمیق است.
بر اساس همین تعریف، تفاوت نظر در مورد تغییر اقلیم هم میان این دو گروه تفاوتی روشن دارد، درصد نگرانی احزاب دست چپی از تغییر اقلیم بسیار بیش از احزاب دست راستی در همان کشور است.
اما کشورهایی مانند مجارستان هستند که فرق معناداری میان میزان احساس خطر این دو تهدید وجود ندارد. در مقابل، احزاب دست چپ کانادا ۳۶ ٪ بیش از احزاب راست نگران تغییر اقلیم و آسیب زیست محیطی کشورشان هستند.
این مقایسه نشان می‌دهد چگونه با قدرت گرفتن احزاب دست راستی موضوعاتی مثل مهاجرت می‌تواند از یک دغدغه و موضوع انسانی به مشکلی امنیتی تغییر ماهیت پیدا کند و یا از توجه به موضوع مهمی مانند تغییر اقلیم و خطرات ناشی از آن با دلایل اقتصادی کاسته شود.
نکته دیگر این است که برای مصاحبه‌شوندگان با تحصیلات بالاتر و دانش‌آموخته تر، همچنین برای جوان‌ترها، از میان عوامل مختلف تهدیدآمیز، تغییر اقلیم نگرانی اصلی است و آن را تهدید درجه یک علیه امنیت ملی خود می‌دانند. (نمودار ۵)
گرچه نمی‌توان با موشکافی داده‌های موجود به استدلالی استوار و در همه زوایا معنادار دست یافت، می‌توان احتمالات کلی دیدگاه شهروندان کشورهای مختلف را بر اساس جغرافیا و تجربیات اقلیمی آنان مورد توجه قرار داد. اگر از روند جنگ و ناامنی در خاورمیانه- که خاستگاه اصلی رویش بنیادگرایی اسلامی است- همچنین روال کُند برقراری امنیت در سوریه و عراق صرف‌نظر شود، و صرفا بر وضعیت منابع طبیعی و حیات وحش جهان در پنج سال گذشته تمرکز شود می‌توان نتیجه گرفت به رغم تلاش‌های جنبش‌های چپ، جوانان و تحصیل‌کردگان، سیاست‌مداران و صاحبان سرمایه به دنبال اهداف متفاوتی هستند. اگر در ظاهر نیز همسویی‌ میان آنان دیده می‌شود از مصادیق «هر کسی از ظن خود شد یار من» است.
نگرانی کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین (که بر اساس آمار و شواهد به راستی تغییرات اقلیمی آسیب بسیار بر آب و خاکشان وارد کرده) از تغییر اقلیم به همان اندازه برجسته است که نگرانی یونانی‌ها از سیاست‌های تبعیض‌آمیز اقتصاد جهانی و بانک‌های بین‌قاره‌ای و شرکت‌های چند ملیتی.
اما آنچه مانند آهن‌ربایی نگرانی‌های متفاوت را همسو می‌کند بحران مهاجرت است. دست‌کم در پنج سال اخیر مهاجرت‌های گسترده اغلب ناشی از جنگ‌های داخلی بوده است. همچنین بخش‌های مهمی از اکسترمم‌های (نوسانات) اقتصاد جهانی در ارتباط مستقیم با منابع انرژی و آب است؛ دو عامل مهم مربوط با محیط زیست و نیز دو فاکتور اساسی در توسعه پایدار.

ارواح سرگردان و بی‌سرزمین

مهاجرانی که متأثر از تغییرات اقلیم زادگاه خویش را ترک کرده‌اند مانند ارواح سرگردانی ورای مرزهای داخلی و خارجی کشورها در حرکتند. این در حالی است که حتی اثبات دلیل مهاجرتشان نیز برای آنان ناممکن است. یک گروه ایتالیایی فعال محیط زیست تحقیقی میدانی در جنوب ایتالیا، جایی که قایق‌های مهاجران آفریقایی به اروپا می‌رسند، انجام داده است. این مهاجران بیشتر از کشورهای شمال و مرکز آفریقا با دشواری و خطرات فراوان خود را به ایتالیا می‌رسانند. گفتنی است برابر قوانین و مقررات بین‌المللی بسیاری از کشورهای مبدأ در فهرست کشورهای ناامن و مثلا جنگ‌زده نیستند. تعداد زیادی از مهاجران با آگاهی از اینکه حتی شاید نتوانند دلایل کافی برای کسب پناهندگی و دریافت اوراق شناسایی جدید ارائه کنند، به مهاجرت تن می‌دهند. وقتی مأموران ثبت تقاضای پناهندگی از پناهجویان می‌پرسند آیا برای گریز از پدیده‌هایی مانند خشکسالی و بیابان‌زایی و قحطی مجبور به ترک سرزمین خود شده‌اند، پاسخ پناهجویان منفی است. آنان ناگزیر حقیقت را پنهان می‌کنند؛ زیرا دریافته‌اند اقدامات حمایتی دولت‌ها و الزامات ناشی از حقوق بین‌الملل، مانند کنوانسیون حقوق پناهندگان، تنها شامل حال مهاجرانی می‌شود که به خاطر جنگ، یا تبعیض فاحش علیه آنان به دلیل ملیت، قومیت و مذهب یا عقاید سیاسی در کشور خود مورد به آزار اذیت واقع شده باشند. کنوانسیون ژنو و هیچ‌یک از پروتکل‌های ملحق به آن شامل مهاجرت ناشی از سیل، خشکسالی و بیابان‌زایی نمی‌شوند و درخواست پناهندگی به این دلایل را موجه و مقبول نمی‌شمرند. کسانی که بر اثر تغییر اقلیم مهاجرت می‌کنند، به جهات مختلفی نمی‌توانند بی‌سرزمین شدن و عدم امنیت خود را اثبات کنند. داده‌های مرتبط با این معضل جهانی تاکنون قابل جمع‌آوری و ارائه نیستند.
تنها در سال ۲۰۱۶ میلادی ۳۱.۱ میلیون نفر تازه‌آواره در جهان وجود داشت. دلیل مهاجرت ۶.۹ میلیون نفر درگیری و خشونت بوده و سبب مهاجرت ۲۴.۲ میلیون فجایع زیست محیطی. در میان گروه دوم ۲۳.۵ میلیون نفر متأثر از رویدادهای آب‌وهوایی شدید و۷ میلیون نفر تحت تأثیر حوادث ژئوفیزیکی مانند زمین‌لرزه، آتشفشان و سونامی مجبور به مهاجرت اجباری شده‌اند. سخت‌ترین بلایای زیست‌محیطی در چین، فیلیپین، هند، اندونزی، آمریکا، کوبا، ژاپن، بنگلادش، میانمار و سریلانکا اتفاق افتاده است. مهاجرانی که تحت تأثیر خشونت و جنگ زادگاه کشور خویش را ترک کرده‌اند از جمهوری دموکراتیک کنگو، سوریه، عراق، افغانستان، نیجریه، یمن، هند، اتیوپی، سودان جنوبی و فیلیپین بوده‌اند. به این ترتیب وسعت جغرافیایی مهاجرت‌ها آشکار می‌شود. برابر آمارهای جهانی در کشورهای کم‌درآمد بیش از ۶۱٪ مهاجرت‌ها داخلی است و الگوی معناداری در رشد شهرنشینی‌های بی‌سامان و ناقواره وجود دارد که مستقیما با فقر، بحران‌های اجتماعی، کمبودهای بهداشتی و تبعیض اقتصادی و طبقاتی پیوند دارد. آثار چنین مهاجرت‌هایی چندان وسیع است که در بیشتر مثال‌های موجود کشورهای همسایه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
این واقعیتی انکارناپذیر است که ما با بحرانی همه‌جانبه مواجهیم که در خطاهای پرشمار و سودجویی‌های کوتاه‌مدت نسل‌های مختلف بشر ریشه دارد. هم‌اکنون روزانه اخبار مرتبط با بحران را می‌خوانیم و می‌شنویم و گاه مستقیما آنها را حس می‌کنیم؛ اما کسانی که لزوم توقف این روند ویرانگر زمین و حیات را درک می‌کنند و مهم می‌شمارند، هنوز نیز پرشمار نیستند ومی‌توان بدون چشم‌پوشی گفت که آگاهی عمومی و دانش کافی در این باره وجود ندارد.
تصویری مقایسه‌ای از شب در عراق و سوریه که در سایت ناسا منتشر شده (تصویر۶) مثالی گویاست. در این تصویر رودهای دجله و فرات دیده می‌شوند که در سال ۲۰۱۲ حاشیه‌ای پر رونق داشتند، همچنین شهر حلب که بحران سوریه هنوز آن را بی‌رمق و زخم‌دیده نکرده بود. تنها پس از چهار سال حاشیه دجله و فرات- که در درازای تاریخ مأوای میلیون‌ها نفر و خاستگاه برخی از مؤثرترین تمدن‌های بشری بوده‌اند- خلوت و خاموش شده‌اند. در مقابل، روشنایی چراغ‌ها در اطراف بغداد بیشتر شده، یعنی سیل مهاجرت‌های داخلی به سوی بغداد بوده است. این یعنی تشدید حاشیه‌نشینی که خود سبب مشکلات گوناگون اجتماعی و اقتصادی است. شهر حلب که روزی یکی از بزرگ‌ترین شهرها و مراکز تجارت سوریه بود، مانند بسیاری از دیگر شهرهای سوریه فروغی ندارد. اما در گرداگرد دمشق نیز مانند بغداد، حاشیه‌نشینی گسترش داشته است، بی‌سامان و بی‌هیچ آینده‌ای روشن!
چلچراغ زندگانی را دو دست ناپیدا و شوم خاموش می‌کنند و امید و نشاط را دو اهریمن بر باد می‌دهند: تغییرات اقلیمی و دستان به خون آغشته داعش؛ هر دو ویرانگرند، با توانی برابر!

 

برچسب ها:
logo-moblile-app دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم

اپلی کیشن اپل و اندروید قلمرو

با اپلیکیشن اندروید و اپل قلمرو
همه جا به محتوی این نشریه دسترسی خواهید داشت.

app-store دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم
google-play دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم
قلمرو را از طریق ایمیل دریافت کنید

مسئولیت محتوای همه آثاری که در قلمرو منتشر می‌شوند با پدیدآورندگان آن‌هاست. مجله قلمرو هیچ گونه مسئولیتی درباره درون‌مایه مطالب منتشرشده ندارد.

IdeaCenter_Horizontal_RGB دو هراس همسنگ: داعش و تغییر اقلیم

© 2017 Ghalamro. All Rights Reserved.