جستار

ترانه نوین: تعریف یک ژانر

sdgsdhgfsasdgfsfewffghjfjhy ترانه نوین: تعریف یک ژانر

در طول بیش از چهار دهه‌ای که از انتشار آثاری موسوم به «ترانه‌ نوین» می‌گذرد، این اصطلاح بارها و بارها در نوشته‌ها و گفته‌ها مورد استفاده قرار گرفته ‌است. احتمالا یکی از نخستین دفعاتی که صفت «نوین» برای ترانه و ترانه‌سرایی به کار رفته‌، در گفت‌وگویی با «مسعود هوشمند» بوده‌ است. این گفت‌وگو به تاریخ 6 مرداد 1354 در هفته‌نامه‌ «جوانان امروز» منتشر شده است. مسعود هوشمند که ترانه‌سرای ترانه‌هایی نظیر «تاک»، «عطش»، «چرا؟ چرا؟»، «سادگی» و ... است در میانه‌ این گفت‌وگو می‌گوید: «من با جبهه‌گیری مخالفم و به تمام اساتیدی که در تحول و دگرگونی ترانه‌سازی دخیل و مؤثر بوده‌اند احترام می‌گذارم. شعرایی نظیر: معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان، پرویز وکیلی و بیژن ترقی. آنها طلایه‌ ترانه‌سرایی نوین بوده...». در طی بیش از چهار دهه گذشته، تنها افراد بسیار قلیلی از ترانه‌سرایان گرفته تا پژوهشگران عرصه‌ ترانه، تعریفی از این اصطلاح ارایه کرده‌اند. همین چند تعریف نیز کاستی‌هایی دارد، هرچند بررسی این کاستی‌ها، موضوع مطلب حاضر نیست. در این نوشته، کوشش خواهد شد تعریفی حتی‌المقدور جامع و مانع از اصطلاح ترانه‌ نوین به دست داده شود.

پیش از هرچیز باید تاکید کرد که مدرن بودن، یک مقوله‌ دوقطبی نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که یک ترانه یا مدرن است یا نیست. اساسا مدرن بودنِ انسان‌ها و به همین ترتیب مدرن بودنِ آثار هنری را می‌توان به صورت یک پیوستار در نظر گرفت. محوری را متصور شوید که در یک سوی آن سنت مطلق قرار دارد و در سوی دیگرش مدرنیته‌ مطلق. در میان این دو نقطه، درجات گوناگونی از مدرنیته وجود دارد. یک فرد یا یک اثر هنری می‌تواند کاملاً سنتی باشد، قدری سنتی باشد، قدری مدرن باشد، و یا کاملا مدرن باشد. در ضمن، در این پیوستار - و اساساً در این تعریف- برای اجتناب از پراکنده شدن بحث، ترم‌هایی مانند پست‌مدرن و ترنس‌مدرن و ... مورد بحث قرار نمی‌گیرند.
علاوه بر این، برای جلوگیری از تداخل اصطلاحات، همواره کلامی که خواننده آن را اجرا می‌کند «ترانه» و مجموعه‌ متشکل از ترانه و موسیقی و اجرای خواننده «آهنگ» نامیده می‌شود. در نتیجه اینک در تعریف «ترانه‌ نوین» نیز صرفا به ترانه - به مثابه‌ کلام- می‌پردازم و نه به موسیقی و اجرای خواننده. بی‌تردید موسیقی و اجرای خواننده معیارهای زیبایی‌شناختی خاص خود را دارند که مقوله‌ای‌ است جدا.
پس از ذکر مقدمات فوق، می‌توان تعریفی از ترانه‌ نوین به دست داد. به باور نگارنده، ترانه‌ای «نوین» است که با سه معیارهم‌راه باشد:
1- از منظر محتوایی، مروّج اندیشه‌های غیرانسانی نباشد. به تعبیر دیگر، منطبق بر دستاوردهای مثبتِ اندیشه‌ بشر باشد؛
2- از نظر فرم، قدیمی و کهنه نباشد؛
3- دارای شاخصه‌های هنری باشد. یعنی ترانه، با بهره‌گیری مناسب از آرایه‌های لفظی و معنوی، از کلیشه‌های گفتار عادی و نیز از اثری با آرایه‌های مندرس، متمایز شده باشد.
حال به سراغ بررسی هر یک از این سه سنجه برویم. در مورد معیار نخست، ترانه‌ای را در نظر بگیرید که حامل پیامی تبعیض‌آمیز است؛ حال چه تبعیض قومیتی و مذهبی و جنسیتی و چه هر نوع تبعیض دیگری؛ یا ترانه‌ای را در نظر بگیرید که مبتنی بر هر نوع خرافه‌ای است، یا ترانه‌ای که مروّج یا پشتیبان ستم و استبداد است؛ البته در بسیاری از مواقع ممکن است ترانه‌ها نه به صراحت بلکه به تلویح حاوی چنین پیام‌هایی باشند. باری، از دید نگارنده، چنین ترانه‌هایی فارغ از بهره‌مندی یا عدم بهره‌مندی‌شان از شاخصه‌های هنری و جدا از مدرن بودن یا نبودنِ فرمشان، نوین نیستند؛ زیرا محتوایشان مروّج وجوه منفی اندیشه‌ بشر است. البته باید دید این ترانه‌ها بسته به شدت و ضعف خرافه‌گستری، تبعیض‌افکنی و یا استبدادپروری‌شان، در کجای پیوستار فوق‌الاشاره قرار می‌گیرند و به چه میزان نوین نیستند و چه اندازه واپس‌گرا تلقی می‌شوند.
حال شاید این خرده مطرح شود که ممکن است آنچه از دید گروهی از مردم، تبعیض‌ یا خرافه به شمار می‌آید، از دید گروهی دیگر تبعیض یا خرافه‌ نباشد. حرفی نیست. بنا هم نیست تعریفی ارائه شود که لزوماً همگان بر آن اتفاق نظر داشته باشند. هر کدام از این دو گروه می‌تواند بر اساس دانش و باورهای خود، دیدگاه خود را درست و دیدگاه دیگری را نادرست بداند و به تبع آن، هر یک از این دو گروه می‌تواند ترانه‌ای را نوین یا غیرنوین بداند. منازعه‌ میان این دو گروه را باید به گفتمان‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره سپرد.
به‌جاست شرح داده شود که صرف حضور یک یا چند کلمه نمی‌تواند ترانه را انسانی یا غیرانسانی کند و کلمات را باید در بافت‌های درون‌زبانی و برون‌زبانی‌شان تفسیر کرد. پس اگر در ترانه‌ای از واژگانی هم‌چون تقدیر، سرنوشت، مذهب و غیره استفاده شود، باید توجه کرد که این واژگان در چه بافتی به کار رفته‌اند و در خدمت انتشار پیامی غیرانسانی‌اند یا خیر.
در رابطه با معیار دوم، منظور از امروزی بودنِ فرم و کهنه و قدیمی نبودنِ آن این است که چنین فرمی فارغ از قدمتی که دارد، امروزه به کار رود. برای مثال، اگر به سراغ «زبان» به عنوان جزئی از فرم برویم، از میان دو واژه‌ پرسابقه و هم‌معنای «کوکب» و «ستاره»، اولی امروزه به‌جز در بافت‌هایی خاص، کاربرد چندانی ندارد. در حالی‌که دومی کماکان کاربرد فراوان دارد. پس «کوکب» بر خلافِ «ستاره» واژه‌ای امروزی به شمار نمی‌آید. لازم است توضیح داده شود که یک ترانه به میزان قدیمی بودن فرمش، از حوزه‌ ترانه‌ نوین دور می‌شود. یعنی ترانه‌ای که فرم آن کاملا قدیمی باشد، از ترانه‌ نوین بیش‌تر دور است تا ترانه‌ای که تنها چهار پنج کلمه و تصویر قدیمی در آن به کار رفته است. پس در تعریفی که از ترانه‌ نوین ارائه شد، مطلق‌گرایی جایگاهی ندارد و هر ترانه جایی بر روی محوری که پیش‌تر به آن اشاره شد دارد. این توضیح هم ضروری است که تصرفات آگاهانه‌ ترانه‌سرا در فرم، مقوله‌ای جداست؛ زیرا ممکن است ترانه‌سرا در راستای احراز معیارهای اول و سوم از معیارهای سه‌گانه‌ فوق‌الذکر، برای نمونه در ترانه‌اش از زبان جاهل‌مآبانه استفاده کند و البته بتواند این آگاهانه بودن را به مخاطب منتقل کند.
اکنون ترانه‌ای را متصور شوید که حاوی محتوایی انسان‌‌دوستانه است، اما زبانش (زبان، به‌ عنوان یکی از زیرمجموعه‌های فرم) ‌زبانِ امروز نیست و برای مثال، از نحو یا واژگانی برخوردار است که امروزه کم‌تر از آنها استفاده می‌شود (البته فارغ از آرکاییسم به مثابه‌ تکنیکی آگاهانه)؛ نظیر ترانه‌ «تنها منشین!» از رحیم معینی کرمانشاهی با مطلعِ «آمد، آمد، با دل‌جویی / گفتا با من: «تنها منشین! ...»». بر مبنای این تعریف، چنین ترانه‌ای نیز نوین قلمداد نمی‌شود. زیرا علی‌رغم داشتن محتوایی انسان‌دوستانه و بسیار زیبا، زبانی کاملاً قدیمی دارد.
اکنون به معیار سوم بپردازیم. بد نیست اشاره شود که شاخصه‌های هنری تعمداً در یک دسته‌ متفاوت قرار گرفته‌ است تا ملموس‌تر باشد. گو اینکه به نوعی، زیرشاخه‌ای از فرم است؛ و ضمنا منظور از این معیار این نیست که کلام لزوما باید سرشار از استعاره و تشبیه و آرایه‌های دیگر باشد. غرض این است که ترانه‌ نوین با یک سخن تکراری و عاری از زیبایی تفاوت دارد. در این رهگذر، اگرچه سوژه به دلیل محدودیت ذاتی‌اش یحتمل دچار تکرار می‌شود، اما مضمون‌پردازی می‌تواند حتی‌المقدور با نوآوری‌هایی همراه باشد.
حال ترانه‌ای را تصور کنید که هم از نظر فرم امروزی است و هم از نظر محتوا منافاتی با باورهای انسانی ندارد؛ برای نمونه، ترانه‌ «همه‌چی آرومه» از ترانه‌سرایی به نام مریم اسدی. چنین ترانه‌ای نیز از منظر نگارنده‌ این نوشتار، نوین نیست. زیرا ترانه‌ای است فاقد مؤلفه‌های یک ترانه‌ هنرمندانه.
ذکر این نکته ضروری‌ است که ویژگی‌های یک ترانه‌ هنرمندانه هم لزوما نزد همه یکسان نیست و هر فردی بنا بر درک خود از مقوله‌ هنر - به طور اعم- و از ادبیات و ترانه - به طور اخص- می‌تواند در باره‌ ارزش‌های هنری یک اثر قضاوت کند.
نکته‌ حائز اهمیت دیگر این است که ارزشمندی ترانه‌ نوین لزوما به معنای فاقد ارزش بودنِ ترانه‌های غیرنوین نیست؛ به شرطی که آن ترانه‌ غیرنوین، معیار نخست از معیارهای سه‌گانه‌ ذکرشده را داشته باشد. یعنی ممکن است ترانه‌سرایی ترانه‌ای با فرم قدیمی بنویسد و اتفاقا ترانه‌ زیبایی باشد. همچنین ترانه‌های کودکان و نیز ترانه‌هایی کـه قرار است نقشی فرعی را در قالب آهنگی بـا اهداف غیرهنری ایفا کنند و برای مثال بـه منظور ایجاد سرگرمی مصرف شوند، بـه احتمال فراوان فاقد ویژگی‌های هنری خواهند بود و به علت نقشی که بر عهده دارند، باید با معیارهای زیبایی‌شناختی خاص خود ارزیابی شوند. آنچه برای هرنوع ترانه‌ای مذموم خواهد بود، ترویج اندیشه‌های غیرانسانی است؛ یعنی عدم احراز معیار نخست از معیارهای سه‌گانه‌ای که شرح داده شد.
در انتها، به عنوان مثالی دیگر از همه‌ آنچه که گفته شد، ترانه‌های «قصه‌ وفا»، «خورجین» و «پل»، هر سه از ایرج جنتی عطایی را در نظر بگیرید. در ترانه‌ «قصه‌ وفا» که مربوط به دوره‌ آغازینِ ترانه‌سرایی اوست، معیارهای دوم و سوم ترانه‌ نوین برآورده نشده‌است. یعنی ترانه زبانی قدیمی دارد و از مؤلفه‌های هنری هم برخوردار نیست. همین مقدار برای دور بودن این ترانه از جایگاه ترانه‌ نوین، کفایت می‌کند. ترانه‌ «خورجین» اتفاقا هر دو معیار دوم و سوم را کاملا داراست. اما در باب معیار اول، واژه‌ «سرنوشت» در این ترانه، در خدمت مفهوم «مقدر بودن آینده‌ انسان‌ها» قرار دارد. پس نهایتا ترانه‌ «خورجین» نزد راقم این سطور، تنها به اندازه‌ استفاده از واژه‌ «سرنوشت» از یک‌سره نوین بودن فاصله دارد. اما ترانه‌ «پل» ترانه‌ای کاملاً نوین است که هر سه معیار مذکور را دارد. «پل» ترانه‌ای ا‌ست انسانی، با فرمی نو و ارزش‌های بسیار بالای هنری.
هم‌چنین، ترانه‌های «گستاخی»، «حرف» و «برمی‌گردم» از شهیار قنبری را در نظر بگیرید. ترانه‌ «گستاخی» از آن‌جا که مبلغ آپارتاید جنسیتی است، پس معیار نخست از معیارهای سه‌گانه را لحاظ نکرده ‌است و در نتیجه مطلقا به فضای ترانه‌ نوین نزدیک نیست. ترانه‌ «حرف» ترانه‌ای هنرمندانه هم‌راه با فرمی تازه است؛ اما برای نویسنده‌ مطلب حاضر، به قدر تقدیس چند واژه‌ و عبارت دارای بار مذهبی (معبد، بودا، نوری به صلیب، ...) از کاملا نوین بودن دور است. لیکن ترانه‌ «برمی‌گردم» هر سه معیار را رعایت کرده‌است و در واقع ترانه‌ای ا‌ست انسانی، دارای فرمی به‌روز و بسیار هنرمندانه.
• برگرفته از کتاب پاکت بی‌تمبر و تاریخ

 

logo-moblile-app ترانه نوین: تعریف یک ژانر

اپلی کیشن اپل و اندروید قلمرو

با اپلیکیشن اندروید و اپل قلمرو
همه جا به محتوی این نشریه دسترسی خواهید داشت.

app-store ترانه نوین: تعریف یک ژانر
google-play ترانه نوین: تعریف یک ژانر
قلمرو را از طریق ایمیل دریافت کنید

مسئولیت محتوای همه آثاری که در قلمرو منتشر می‌شوند با پدیدآورندگان آن‌هاست. مجله قلمرو هیچ گونه مسئولیتی درباره درون‌مایه مطالب منتشرشده ندارد.

IdeaCenter_Horizontal_RGB ترانه نوین: تعریف یک ژانر

© 2017 Ghalamro. All Rights Reserved.