گزارش

مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست

sdgsdhgfsasdgfsfghjfjhy مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست

بازگشایی مسجد لیبرال ابن رشد-گوته در شهر برلین یک‌بار دیگر بحث‌ها را پیرامون اسلام و پیوند آن با دنیای نو پیش کشیده است. از یک‌سو، سیران آتیس که برای احقاق حقوق زنان و اقلیت‌های جنسی مبارزه می‌کند این مسجد را همچون جایی شناسانده است که درهایش به روی دگرباشان و زنان بی‌حجاب و هر کس با هر ظاهر و باوری که خود را مسلمان بنامد باز است. اینگونه بازنُمایی برای ما بیش از هر چیز یادآور سنت عرفانی است و به‌سیاق گفتاوردی پرآوازه می‌توان زبان حال بنیانگذار مسجد را چنین بازنویسی کرد که «هر که در این پرستشگاه درآید، بارش دهید و از الله‌ش مپرسید». این در حالی است که مسجد در پندار بسیاری از مسلمانان و در تجربه ما ناباورانی که از کشورهای اسلامی مهاجرت کرده‌ایم همواره جایی بوده که برای «دیگری» حکم نابه‌جا داشته است. هم‌اکنون نزدیک چهل سال است که ایران بدل به مسجد بزرگی شده است که آدمیان از ایرانی و جهانگرد تا مسلمان و نامسلمان می‌بایست برای حفظ حرمت‌ش و در همان آستانه ورود به آن (که پله‌های هواپیما باشد) حجاب اسلامی بر سر کنند. چه‌بسا بهمین خاطر است که رئیس‌جمهور کشور دوست و برادر یعنی جناب رجب طیب اردوغان از فرسنگ‌ها دورتر خواهان تعطیلی این پرستشگاه نوپدید شده است.

اسلام در آلمان ترک‌سالار است چرا که مهاجران ترک بیش‌ترینه‌ی جمعیت این اقلیت دینی را شکل می‌دهند. یکی از دو نهاد بزرگی که جامعه مسلمانان مهاجر را سازماندهی و نمایندگی می‌کند (شورای اسلامی جمهوری فدرال آلمان)، تمایلات آشکار محافظه‌کارانه با تاکید بر سنت اسلامی دارد. بر پایه نتایج یک پژوهش در میان مهاجران ترک‌تبار مسلمان در آلمان و با توجه به سن کسانی که در آن شرکت جسته‌اند، پیوند مستقیمی میان مدت اقامت و تعصب دینی وجود دارد؛ هر چه اقامت افراد در آلمان دیرین‌تر بوده، آنان خود را دیندارتر یافته‌اند. به بیان دیگر، بودن در محیطی غیراسلامی نتوانسته پیوند این آدمیان را با میراث دینی سست کند. نزد آنانکه شادی ترک‌ها را در خیابان‌های برلین و در فردای شکست کودتای ماه ژوئیه سال گذشته دیده باشند، خواست اردوغان مبنی بر بسته شدن مسجد لیبرالِ تازه‌تاسیس نگران‌کننده می‌تواند بود. به‌ویژه که (از جمله بنا به اذعان خود سیران آتیس) ترک‌ها به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و پرشمارترین مهاجران آلمان و با وجود دهه‌ها زندگی در این کشور همچنان در زمره یکی از محافظه‌کارترین جوامع مهاجرند؛ یک‌بار دیگر انتگراسیون و یکپارچگی در جامعه میزبان روندی قهقهرایی به‌خود گرفته و در شکل پدید آوردن یک موطن اسلامیِ کوچک در غربت پیش رفته است. می‌توان این فرض را در نظر گرفت که اگر پسند اردوغان و نهادهای دینی ترکیه از راه فشارهای دیپلماتیک به جایی نرسد و صورت حکم دینی و جهاد اسلامی به‌خود بگیرد، واکنش ترک‌های مهاجر چه خواهد بود. روند بدل شدن از یک کشور با قوانین سکولار به سرزمینی که آرزوی بازگشت به دوران شکوه امپراتوری عثمانی را دارد و نیز رشد روزافزون گرایش‌های اسلام‌گرایانه در میان ترک‌ها چه‌بسا مهر تاییدی بر این دلنگرانی باشد. اما پاسخ کشوری که مسجد لیبرال توانسته در آنجا عرض اندام کند روشن است؛ آنگاه که سخنگوی وزیر خارجه آلمان آشکارا به معترضان حقیقی و حقوقی می‌فهماند که حرف‌شان نابه‌جاست و آدمیان در این سرزمین آزادند تا ایمان و شیوه پرستش را خود برگزینند.


در اینکه مسجد ابن رشد-گوته خود اتاقی است که در دل یک کلیسا جای گرفته، معنایی نُمادین می‌توان سراغ گرفت؛ نخستین عبادتگاه آزادمنشانه‌ی الله از زهدان یک مسیح‌سرای پروتستان زاده می‌شود. نویسنده تردید فراوان دارد که یک کلیسای کاتولیک همانند این میزبانی گشاده‌رویانه‌ی هم‌تای پروتستان را در پیش می‌گرفت. نوزایی مسجد اسلامی از بستر کلیسایی بر دمیده که در تاریخ مسیحیت بدعت‌آمیز بوده است؛ بدعت‌های سامی اینچنین می‌توانند دستگیر و همیار یکدیگر باشند. اما این پرسش هم ذهن را می‌خَلَد که آیا ممکن است روزی یک کنیسه در اروپا پناهگاه بدعت اسلامی شود؟ پیوند شکننده و بحرانی اسلام و یهودیت چگونه و با چه فرآیندی به یک هم‌گرایی بر بنیان مشترک ادیان سامی خواهد انجامید؟ اینگونه بپرسیم: ذهنیت اسلامی چه زمانی آمادگی آنرا خواهد یافت تا یهودستیزی تاریخی و آغازین خویش را وانهد؟ تنها در این صورت است که می‌توان هم‌یاری این دو دین را بیرون از تعارفات و همایش‌های صوریِ هر از گاهی سراغ گرفت.
بنیانگذار مسجد لیبرال آنرا آغاز راهی برای مبارزه با تروریسم اسلامی و بنیادگرایی و نیز زمینه‌ای برای داد و ستد فرهنگی معرفی کرده است. او پایه‌گذاری این مسجد را پاسخی به شرارت‌هایی دانسته که به نام دین او در سراسر جهان انجام می‌گیرد. با اینهمه، واکنش‌های منفی از ترکیه تا مصر ضد بدعت اخیر نشانگر ژرفای شر در بنیاد ذهنیت اسلامی به‌ویژه در خاورمیانه است. سازمان‌های دین‌بنیاد در این دو کشور مدعیانه به پایمال کردن اصول اسلام و اصول عبادت در مسجد لیبرال اعتراض کرده‌اند. در ذهنیت اسلامی مهم این است که اصول شریعت پایمال نشود اما اینکه همان اصول چه حقوق بنیادینی را از بشر پایمال می‌کند، کوچک‌ترین اهمیتی ندارد. اوصافی که بر این نوآوری دینی بار شده است از بی‌معنا و پوچ را در بر می‌گیرد تا حماقت، اسلام‌ناشناسی و نیز دست‌ساز غرب بودن. هنوز و همچنان راست‌کیشی و ارتدوکسی اسلامی است که انحصارگرایانه و تمامیت‌خواهانه به همگان هشدار می‌دهد که می‌بایست یگانه تعیین‌گر اصل دین و پرستش باشد و چنین مرجعیتی را بدون رقیب و مزاحم می‌پسندد. مسجد لیبرال برلین فراخوانی برای به چالش کشیدن این آتوریته تاریخی در اسلام است و آنجا که هماوردی بر سر قدرت و نفوذ به نام دین در میان بیاید، فهم برافروختگی اربابان دیانت تاریخی در قاهره و آنکارا و اسلام‌آباد آسان‌تر خواهد شد.


هر نهاد اجتماعی برای پایندگی و بقا نیازمند پشتوانه نظری و بستر فرهنگی درخور است. اگر مسجد لیبرال برلین و پیشنمازی یک زن با گیسوان نمایان و پرستش دوشادوش زن و مرد همچون نقطه‌ای سپید در زمینه‌ای سیاه یا وصله‌ای ناجور به‌چشم می‌آید، یعنی اقتدار اسلامی همچنان خود را در صدر و بر فراز هر گرایش دیگری می‌بیند. آٰرایش ایمان‌ورزان در این مسجد از نگاه بسیاری از هم‌کیشانشان «بی‌معناست» چرا که اندیشه و فرهنگ اسلامی هنوز نتوانسته است برای اینگونه از اسلام و مسلمانی معنایی ریشه‌دار بیافریند. سیران آتیس از کوشش خود برای پرده‌برداری از سویه صلح‌آمیز دینش در مصاف علیه افراط‌گرایی خبر داده است. اما این سویه چنانکه از شواهد پیداست چندان چشمگیر و تعین‌بخش نبوده است. هر پدیده را برای فهم و سپس مواجهه مناسب می‌بایست نخست با نام واقعی‌اش بازشناخت؛ ما با اسلام‌گرایی مواجهیم نه افراط‌گرایی. وگرنه باید پرسید تفریط‌گرایی در زمینه بحث چیست و کدام است؟ آزادمنشی همانا برابرنهاده‌ی مدارا و خوشامدگویی به هر شکلی از تفریط اسلامی است. بر همین بنیانِ شکننده و شناور واژگان است که نهاد دینی «مرکز استفتاء مصر» کوشش سیران آتیس را در برجسته‌سازی آنچه سویه صلح‌آمیز اسلام می‌نامد، «گونه‌ای دیگر از افراط‌گرایی» لقب می‌دهد. نادیده‌گرفتنی نیست که لیبرال‌های مسلمان در عمل مقهور سلطه اسلام‌گرایی اند و از لیبرالیسم خود در خلوت استغفار می‌کنند. اگر چنین نبود، در دهه‌های اخیر می‌توانستیم شاهد یک همبستگی میان اندیشه‌ورزان و کنشگران لیبرال دست کم در میان هجرت‌گزیدگان و غرب‌نشینان باشیم. اینکه باور اسلامیِ نهفته در تاسیس مسجد لیبرال برلین از سوی مسلمانان «غرب‌ساخته» نام می‌گیرد، یعنی ذهنیت اسلامی همچنان به‌گونه‌ای بنیادین و با تکیه بر میراث اسلام نخستین به ایمان خود همچون چیزی همبسته با تبعیض می‌نگرد؛ آزادی و خودبنیادی و برساختن ارزش‌های فردی و حق گزینش سبک زندگی زیر چتر چنین دینی هنوز پدیده‌ای ناسازگار و بیگانه و توطئه‌آمیز است. از این سو و در گوشه‌ای از شهر برلین، سیران آتیس گویی می‌خواهد بار تمامی فقدان‌های تاریخ اسلام را به‌تنهایی بر دوش کشد؛ در این مسجد نه تنها برقع‌پوشان جایی ندارند بلکه همچنین قرار است قرآن را با رویکرد تاریخی و نیز نقادانه بازخوانی کنند. او دیرزمانی به انتظار نشست تا بلکه کسی از میان مسلمانانِ این شهر به برپاساختن چنین پرستشگاهی همت گمارد اما به‌گفته خودش این چشمداشت برابر است با بر جا ماندن در انتظار «گودو». فاصله میان ایده تاسیس مسجد تا برپایی آن هشت سال به درازا کشید و در این مدت بسیاری از کسانی که قرار بود همراه او باشند با بیان مخاطرات چنین کاری و از سر ترس کنار کشیدند. با اینهمه و افزون بر میزبانی کلیسای پروتستانِ سنت یوهانز، هم‌یاری تنی چند از هم‌میهنان او مایه‌ دلگرمی سیران بوده است. کسب میزبانی کلیسا نیز برای او به‌هیچ‌رو آسان نبوده و پس از مذاکرات طولانی با ریاست آن و سپری کردن روندی از اقناع و گفتگو به فرجامِ همکاری رسیده است. سهمگینی این پایه‌گذاری به‌همین جا هم ختم نمی‌شود؛ پاره‌ای از شهروندان مسیحی برلین از پیامدهای جای‌گیری این مسجد در کلیسا و از اینکه برپایی مسجد لیبرال سبب واکنش‌های خونین اسلام‌گرایان شود، ابراز نگرانی کرده‌اند. آنان برای جان فرزندان خردسال خود که در بخش کودکستان کلیسا رفت و آمد دارند، می‌هراسند. کارکرد اقتدار اسلامی همین است که تمامی طرف‌های درگیر را در جهت احترامِ از سر ترس به اصول خودش مجاب و ناگزیر سازد.


سیاستمداران اروپایی که پس از هر واقعه شوم تروریستی به پشت تریبون می‌آیند و با ژست اسلام‌شناسی به ما می‌آموزانند که اسلام دین صلح است و اسلام‌گرایی ربطی به اسلام ندارد، می‌بایست با اتحادی به‌مراتب چشمگیرتر از بدعت فرخنده سیران آتیس پشتیبانی کنند. شوربختانه نوعی از بی‌تفاوتی را نسبت به مشکلات جامعه مسلمان مهاجر نیز می‌توان در رهیافت جوامع غربیِ میزبان سراغ گرفت. وگرنه دوچهرگی سیاستمداران اروپایی در ستایش از صلح‌آمیز بودن دینی که همچنان ظرفیت آنرا دارد تا الهام‌بخش تروریسم و جان‌ستانی باشد، تنها به تقویت و تواناترسازی ذهنیت اقتدارگرای اسلامی می‌انجامد. این گمان نیز گفتنی است که چه‌بسا بر پا کردن مسجدی با مختصاتی یکسره رویاروی سنت غالب در جهان اسلام، برای خود اروپاییان نیز رخدادی غریب و نه چندان کام‌یاب به چشم بیاید. آنان نیز در دل نیشخند می‌زنند و با خود می‌گویند «این مگر اسلام است؟». از این گذشته، بهتر است با خودمان روراست باشیم: اسلام‌ورزیدن آزادمنشانه خواه ناخواه برچسب «غربی» می‌خورد. پس چه بهتر که غرب در توانمندسازی و ایجاد زمینه برای پرورش چنین اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکند. روح‌الله خمینی دهه‌ها پیش تکلیف این اسلام را با عنوان «اسلام آمریکایی» روشن کرده است. وانگهی، چنین تعبیری نمی‌بایست برسازنده‌ی پنداری باشد که اسلام‌ورزی لیبرال را تنها و تنها فرآورده‌ای ببیند که از آزمایشگاه باخترزمین بیرون‌آمدنی است. یکی از خدمات راهگشای غرب برای زایاندن بدعت اسلامی آن است که فضای دانشگاه‌ها و رسانه‌های خود را از کلیشه‌های پرمخاطب اما زیانبار بپیراید و در برابر، صدای کسانی باشد که از دل سنت اسلامی برآمده‌اند و با مرده‌ریگ خطه خود زیسته‌اند و اکنون آنرا در سنجه خِرد نقاد قرار داده‌اند.
دردآورترین مشکل جامعه مسلمان آن است که به بایستگی دین‌پیرایی جهل چندلایه دارد؛ نه احساس می‌کند که این دین باید اصلاح شود و نه باور دارد که فسادهای ریشه‌ای در پیکره آغازین این دین وجود داشته است. تبعیض در زیست روزمره مسلمانان به یک عادت دیرین و جزئی از روند عادی زندگی بدل شده است. سیران آتیس از نامسئولیت‌پذیری جوامع مسلمان در برابر آنچه به نام این دین صورت می‌گیرد گلایه‌مند است. اما چیزی به نام یک دین رخ نمی‌دهد بلکه دین چیزی را رخدادپذیر می‌کند. مفهوم مسئولیت‌پذیری هنوز به آستانه‌ی آگاهی مسلمانان نرسیده است. نوع دیدگاه دینداران درباره‌ی دین‌شان است که منجر به احساس مسئولیت یا عدم آن می‌شود. ما در همه‌ی این دهه‌ها ده‌ها مورد احساس تکلیف در مجازات دینی ناباوران و گناه‌کاران را (از برکت انقلاب تکنولوژیکی) به‌چشم دیده‌ایم. مسئولیت فردی در معنای اخلاقی آن و مسئولیت شهروندی در معنای حقوقی‌اش هنوز در برابر احساس تکلیف دینی رنگ می‌بازد. جامعه اسلامی به‌سان بدنی می‌ماند که از فزونی پیش‌روندگی بیماری چنان فربه و بی‌حس شده است که درکِ درد را از دست داده است؛ چنین باهمستانی سیران آتیس را بارها تهدید به مرگ می‌کند چرا که زندگی در نزدش با ستم اسلامی همسان است. ازین‌جهت نهاد دولتی «دیانت» در ترکیه به‌درستی دریافته است که مسجد لیبرال برلین طرحی برای دگرگون‌سازی ساخت دین و نابودی شالوده‌های تاکنونیِ آن است؛ بدون آنکه بودش چیزی را به مخاطره بیفکنید، نمی‌توانید چیز دیگری را به‌جای آن یا در برابرش هستی ببخشید. از خاکستر این خدای جبار و منتقم، الله دیگری می‌بایست زاده شود. علم کلام نتوانست از الله خدای بهتری بسازد چرا که وظیفه بنیادی خود را حراست از اصول دین در برابر ملحدان و زندیقان و مشرکان و همچنین فیلسوفان جهان اسلام تعریف کرد. الهیات اسلامی تا کنون بیش از هر چیز در خدمت تثبیت و پاسداشت انگاره خداوندگاری بوده که سیران آتیس و همانندهای او را از خود رانده است. فهم و پذیرش این سبک از پرستش به‌عنوان گونه‌ای مسلمانی، آغاز روند دگرانیدن این دین است. بدین‌قیاس، اصلاح دینی در اسلام جز با به پرسش کشیدن آموزه‌های مقدس اسلامی، یعنی همان آموزه‌هایی که مسجد لیبرال برلین را از اعتبار می‌اندازد و رسمیت آنرا نمی‌پذیرد، روی امکان به خود نخواهد دید. تن آماسیده تنها با نیشتر و ضربه‌های تکان‌دهنده به زوال خود التفات خواهد یافت. این واقعیتی است که دست کم اروپا برای برون‌ٰرفت از بحران اسلام‌گرایی در سرزمین‌های خود می‌بایست همواره آنرا پیش چشم داشته باشد. قاره‌ای که زادگاه تمدن نوین ماست، برای تحقق بخشیدن به این چشم‌انداز نخست می‌بایست از ریشه‌ها، مدلول‌ها و پیامدهای همچنان پابرجای جنگ دوم جهانی رهایی یابد. تا زمانی که نقادی یک دین بی‌درنگ و یکسره به دین‌هراسی و نژادپرستی فروکاسته شود، امید هر گونه گشایش در شناخت واقعیت‌مندانه و گشودن گره از آنچه «بحران مهاجرت» نامیده شده، بعید به‌نظر می‌رسد.

logo-moblile-app مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست

اپلی کیشن اپل و اندروید قلمرو

با اپلیکیشن اندروید و اپل قلمرو
همه جا به محتوی این نشریه دسترسی خواهید داشت.

app-store مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست
google-play مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست
قلمرو را از طریق ایمیل دریافت کنید

مسئولیت محتوای همه آثاری که در قلمرو منتشر می‌شوند با پدیدآورندگان آن‌هاست. مجله قلمرو هیچ گونه مسئولیتی درباره درون‌مایه مطالب منتشرشده ندارد.

IdeaCenter_Horizontal_RGB مسجدی معاصر که نماد اسلام معاصر نیست

© 2017 Ghalamro. All Rights Reserved.