آرنت پدیدارشناسی و انسان‌شناسی فلسفی

پدیدارشناسی شورشی علیه روان‌شناسی‌گرایی بود. هوسرل پس از انتشار «فلسفه حساب» از مواضع روان‌شناسی‌گرایانه اولیه خود عدول کرد و در آثار بعدی خود کوشید هر گونه نگاه انسان‌شناسانه را پشت سر بگذارد. بنابراین در اولین نگاه می‌توانیم بگوییم پدیدارشناسی و انسان‌شناسی خصم یکدیگرند. اما تحولات بعدی تا حدی عکس این را نشان می‌دهد. پدیدارشناسی به تدریج با نوعی انسان‌شناسی درآمیخت.

ادامه

یک شعر از نیچه و چند شعر از هانا آرنت

اکتبر- پیش از نیمروز

نور کم رمق پاییز درد به جانم می‌نشاند.
آن هنگام که آرام، می‌شمرم هزاران درد خویش را
دیده‌ام مجال چرا می‌یابد، در مرغزارِ نگاهی تیره و تار
از تمام آنچه، نهانی می‌نگرم و برمی‌گزینم آنان.

ادامه

می‌خواهید چه کنم وقتی ناامیدم؟

گونتر اندِرس روزنامه‌نگار و فیلسوفِ اتریشی، در سال ۱۹۲9، با هانا آرنت ازدواج کرد، جدا از علائق فکری مشترک، مهربانی و آداب‌دانی، دو خصلت ویژه اندرس بودند که به گفته آرنت برای او جذّابیت داشت. آنها کنار هم بسیار خواندند و با هم جستارهایی نوشتند. اندرس رساله دکترای آرنت را به دقّت خواند و بر آن حاشیه نوشت. «می‌خواهید چه کنم وقتی ناامیدم؟» عنوان کتابی جیبی و کم‌حجم و دربردارنده مصاحبه‌ای بلند مارتا گرین‌فارت با گونتر اندرس است. برگردان فارسی متن کامل این مصاحبه را بخوانید.

ادامه

نبض خواب‌آلود شعر در ذهن بیدار هانا آرنت

سال‌ها پس از درگذشت هانا آرنت در سال ۲۰۱۵ دفتری از شعرهای او به زبان آلمانی منتشر شد با عنوان “من خودم، من هم می‌رقصم”. این دفتر دربردارنده ۷۱ قطعه شعر آلمانی اوست. ۲۱ شعر این مجموعه سروده میان ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۶ هستند، زمانی که هنوز بیست سال هم نداشت، در ماربورگ دانشجوی فلسفه بود و با استادی که ۱۸ سال از او مسن‌تر بود، مارتین هایدگر، رابطه‌ عاشقانه پنهانی داشت. برگردان فارسی چند شعر از او از زبان آلمانی برای نخستین بار در مجله قلمرو منتشر شده است.

 

ادامه

آرنت و شولم: دیداری ناممکن

رابطه فکری و شخصی هانا آرنت و گرشوم شولم، و همچنین تضادها و مباحات میان آن دو را باید در زمینه کلی‌تر تاملات آرنت بر  مسئله هویت یهودی، صهیونیسم، جنگ و تمامیت‌خواهی فهمید. آرنت به تدریج با شولم اختلاف پیدا می‌کند، اما این اختلاف فکری را در واقع نوعی فاصله‌گیری انتقادی از صهیونیسم می‌توان فهمید، اگرچه آرنت به طور کامل صهیونیسم را طرد نمی‌کند. رویارویی آرنت و شولم در واقع رویارویی دو تفسیر از هویت یهودی است.

ادامه

فدرالیسم یا بالکانیزاسیون؟

آرزوی هانا آرنت برای حل مسئله اعراب و اسرائیل رسیدن به شکلی از حکومت فدرالی بود. آرنت از همان آغاز نگران بالکانیزاسیون فلسطین بود و تصور می‌کرد هر دو طرف هم یهودیان و هم اعراب مسئول درگیری‌ها در منطقه فلسطین هستند. گرایش او آشکارا به سمت یهودیان بود، اما می‌کوشید صهیونیسم را از درافتادن به نوعی ملی‌گرایی بسته نجات دهد.

ادامه

مسئله تقصیر آلمانی‌ها در جنگ جهانی دوم

کارل یاسپرس در مسئله تقصیر نخستین نوشته سیاسی‌اش که در سال ۱۹۴۶ نوشته، پیشاپیش همه بحث در باره تقصیر آلمانی‌‌ها را در جنگ جهانی دوم، به مثابه تکلیفی سیاسی پیش می‌کشد، تقسیم بندی چهارگانه‌ او از تقصیر (تقصیرجنایی، سیاسی، اخلاقی و متافیزیکی) و سنجش نسبت آلمانی‌ها با این تقسیم‌بندی، موضوع کتاب است. هانا آرنت که رساله‌ دکتری خود را نزد یاسپرس نوشته بود، تحلیل یاسپرس را به نقد می‌کشد

ادامه

هانا آرنت و سرشت تراژیک سیاست

بیش از چهار دهه از مرگ آرنت می‌گذرد، ولی توجه به اندیشه‌های او سیری صعودی و شگفت‌آوری دارد. اصالت هر اندیشمند در پاسخ‌های او به پرسش‌ها نیست، بلکه در پرسش‌هایی است که درانداخته یا ردّ و نشانِ پراکنده‌ای برای یافتن آن پرسش‌ها به جا گذاشته است .  آرنت بسان اندیشمندی اصیل به آغازگاهی برای اندیشیدن دربارهٔ انبوهی از معضلات امروز ما بدل شده است، از سیاست گرفته تا محیط زیست. آرنت را باید خواند.

ادامه

قضاوت کنیم

قضاوت و معیارهای آن، مسئله‌ای بود که تا لحظاتِ آخر حیات ذهن هانا آرنت را مشغول داشت. محمدرضا نیکفر، پژوهشگر و فیلسوف ایرانی آشنایی عمیقی با اندیشه هانا آرنت و سنتِ تکیه‌گاهش، یعنی پدیدارشناسی دارد. محمدرضا نیکفر در مصاحبه با قلمرو، به آرای آرنت درباره درک مشترک و قضاوت با دیده تحسینِ انتقادی می‌نگرد.

ادامه