جان استوارت میل، ستایشگر دموکراسی آمریکایی

محمد ایزدی

جان استوارت میل، فیلسوف و اقتصاددان لیبرال بریتانیایی سده نوزدهم، همانند بسیاری از بریتانیایی‌های زمانه خود در اروپا و بریتانیا شیفته ایالات متحده آمریکا بود. میل باور داشت دولت آمریکا یکی از بهترین مدل‌های «حکومت نمایندگی» (۱) در مقایسه با حکومت‌های دموکراتیک اروپایی است. استاد او، جرمی بنتام، فیلسوف و حقوق‌دان بریتانیایی قرن ۱۸ و ۱۹، نیز می‌گفت ترجیح می‌دهد یک آمریکایی باشد تا یک بریتانیایی. الکسی دو توکویل، جامعه‌شناس و دانشمند سیاسی فرانسوی، که تنها یک سال از میل بزرگ‌تر بود نیز اعتقاد داشت دولت آمریکا در سده نوزدهم در مقایسه با دولت‌های اروپایی دموکراتیک‌تر بود، زیرا حاکمیت مردم در آمریکا بر اصل «برابری شرایط» (۲) استوار است و میان جامعه و دولت سازگاری مناسبی وجود دارد.
ایالات متحده آمریکا برخلاف ممالک اروپایی سنت ندارد، به همین دلیل شیوه بنیان‌گذاری و عملکرد دموکراسی در آن برای نظریه‌پردازان دموکراسی از جمله میل جالب بود. کنار گذاشتن کلیسا در سیاست، باور به اقتصاد آزاد، آزادی گسترده مطبوعات، مدل جمهوری در این کشور و نیز ایده‌های نوی اجتماعی از جمله چیزهایی بود که میل در ایالات متحده می‌پسندید. او در جوانی، میان سال‌های ۱۸۳۵ و ۱۸۴۰، سه مقاله درباره آمریکا نوشت. دو مقاله از آنها مروری بودند بر کتاب مشهور توکویل، «دموکراسی در آمریکا» که در ۱۸۳۵ و ۱۸۴۰ در دو جلد منتشر شد. میل این دو نقد کتاب را در همان سال‌های انتشار کتاب نوشت. مقاله دیگر میل جوان درباره آمریکا در واقع رساله‌ای است درباره وضع اجتماعی آمریکا. این سه نوشته به‌ طور کلی جامعه دموکراتیک آمریکا و رژیم‌های آریستوکراتیک اروپایی را با یکدیگر می‌سنجد. میل در این سه مقاله با اینکه تحت تأثیر توکویل است، آشکارا اندیشه خود را می‌پرود. او سپس‌تر در ۱۸۶۲ یعنی وقتی ۵۶ سال داشت مقاله‌ای دیگری درباره آمریکا نوشت. این نوشته درباره جنگ‌های داخلی آمریکا است.

«دموکراسی در آمریکا» اثر توکویل (۱۸۳۵ و ۱۸۴۰)

توکویل را نخسین نظریه‌پرداز مهم دموکراسی می‌دانند، اما ایده حقوق اقلیت و مخاطرات دموکراسی برای آزادی در شرایط خاص را میل برای اولین بار مطرح کرد. آیزایا برلین او را به این دلیل در مقاله مشهور «دو مفهوم آزادی» (۳) ستوده است. میل از نخستین نوشته‌هایش، مانند دو مقاله درباره کتاب «دموکراسی در آمریکا» نوشته توکویل تا کتاب مهمش «ملاحظاتی پیرامون حکومت نمایندگی» (۱۸۶۱) یک نظریه دموکراسی ارائه می‌دهد. توکویل دموکراسی را «برابری شرایط» یعنی «برابری اجتماعی» یا به عبارت دقیق‌تر، حاکمیت مردم بر اساس برابری شرایط تعریف می‌کرد. در عین حال می‌دانست که برابری شرایط در حکومت استبدادی نیز ممکن است. واهمه او این بود که برابری در شرایط به حاکمیت مردم نیانجامد. برابری شرایط به معنای برابری فکری یا اقتصادی نیست. برابری از نظر توکویل به این معناست که هیچ تفاوتی موروثی نباشد و همه موقعیت‌ها و حرفه‌ها برای همگان دست‌یافتنی باشند. در این شرایط است که دموکراسی برقرار می‌شود و حاکمیت به مردم تعلق خواهد داشت. این حاکمیت قانونی و حقوقی می‌شود و دموکراسی رسمیت می‌یابد. این تعریف در واقع حاصل مشاهدات توکویل از دموکراسی آمریکایی بود، چیزی که به زعم او در فرانسه نیمه نخست سده نوزدهم غایب بود.
یکی از نقدهای میل به توکویل در نظریه دموکراسی وی در کتابش درباره دموکراسی آمریکایی فقدان تعریف کافی برای یک حکومت دموکراتیک است. میل دموکراسی شکلی از حکومت می‌دانست که در آن مردم همواره بتوانند در موضع برتر باشند. برابری شرایط از نظر میل یکی از پیوست‌های طبیعی حکومت دموکراتیک است. با وجود این، میل کتاب «دموکراسی در آمریکا» را نقطه عطفی در دانش سیاست می‌دانست و نویسنده‌اش را با مونتسکیو مقایسه می‌کرد. او جلد دوم کتاب را نخستین کتابی می‌دانست که تا آن زمان درباره دموکراسی نوشته شده است. (۴)
میل در نخستین نقدش بر کتاب توکویل، بیشتر باریک‌بینی‌های توکویل را می‌پذیرد، اما در مواردی تلاش می‌کند آنها را تعدیل و اصلاح کند. برای نمونه، جایی توکویل می‌نویسد رأی دهندگان آمریکایی، به علت آموزش کم و یا حسادت به افراد شایسته و برتر، معمولا افراد نه چندان شایسته را به جای افراد توانا برمی‌گزینند. میل این اتهام را در مقابل باور گذشته خود به نقش الیت/ نخبگان در هدایت دموکراسی می‌بیند. به نظر می‌رسد میل سر آن ندارد که نوعی خصومت ذاتی را میان الیت و افکار عمومی بپذیرد. میل به اندازه توکویل نسبت به افتادن دموکراسی در دستان افراد نه چندان شایسته بدبین نبود. او باور داشت که بهبود آموزش، روشنگری عمومی و نیازهای اجتماعی این وضعیت را در آمریکا بهتر خواهد کرد.
میل در همان نخستین مقاله‌اش درباره دموکراسی در آمریکا به این ادعای توکویل انتقاد می‌کند: آریستوکراسی دربردارنده ثبات و احتیاط است، در حالی که در دموکراسی چنین نیست. میل بر آن است که ثبات و احتیاط موجود در آریستوکراسی بیشتر به امتیازهای مطلوب در میان اشراف معطوف است. تاریخ انگلستان نشان می‌دهد منافع طبقاتی و افکار آریستوکرات‌ها بر حسب نیازهاشان نیز نوسان داشته است. در واقع، ثبات مطلوبِ اشراف لزوما به سود همگان نبوده است. میل در همین مقاله نخست نشان می‌دهد صاحب دیدگاهی دموکراتیک‌تر از توکویل است. البته یافتن علت آن سخت نیست. یک بریتانیایی همواره شاهد قدرت هرچند رو به کاهش اشراف در کشورش بوده است، اما توکویل شاهد توده‌گرایی در فرانسه پس از انقلاب کبیر بوده است و منطقا باید هوادار ثبات نسبی در کشوری پرآشوب باشد.
در مقاله دوم درباره کتاب توکویل که در همان سال انتشار بخش دوم کتاب چاپ شد، جان استوارت میل در تعریف مبهم توکویل از دموکراسی می‌نویسد توکویل معلول‌های دموکراسی و معلول‌های پیشرفت تجاری را در هم می‌آمیزد و اشتباه می‌گیرد. وقتی کشوری در صنعت و سرمایه پیشرفت میکند، پیامدش این است که پایتختش رشد می‌کند، تولیداتش بیشتر می‌شود، ساختار طبقاتی‌اش دگرگون می‌شود و گروه‌های میان فقیر و غنی، مثلا طبقه متوسط و صنعتگران، متکثر می‌شوند. این شاید باعث تمایل جامعه به سوی برابری شود، اما این تنها یکی از صدها پیامد پیشرفت صنعتی و سرمایه‌ای خواهد بود. جامعه پیچیده‌ حاصل از توسعه صنعتی لزوما به آزادی سیاسی و برابری دموکراتیک نمی‌انجامد. میل اصولا شک داشت که پیشرفت تجاری، برکنار از عوامل دیگر، لزوما به برابری شرایط میان انسان‌ها بیانجامد. دست‌کم، در بریتانیا چنین چیزی روی نداد.
میل درباره بریتانیا می‌نویسد: «فاصله غنی و فقیر در بریتانیا نسبت به هر جامعه تجاری دیگری بیشتر است و افرادی که در نهایت ثروت و فقر هستند نیز پرشمارترند» (۵) فقرا به دلیل داشتن فرزندان بیشتر فقیرتر می‌مانند، در حالی که ثروتمندان به دلیل تمرکز در نقاط مرکزی ثروتمندتر می‌شوند. ثروت یکجا جمع و به ندرت توزیع می‌شود. از این منظر، با اینکه رشد صنعتی و موفقیت تجاری آمریکا با بریتانیا مشابه بود، میل بریتانیا را در مقابل آمریکا می‌دید.
به هر حال، میل با پذیرفتن این عقیده توکویل که برابری عامل مهمی در ممالک صنعتی مدرن است، با مقایسه بریتانیا و آمریکا پیامدهای دیگری را دید و شرح داد. او با توکویل موافق است که طبقه متوسط در دو کشور از نظر ساختار و انگیزه‌هاشان مشابهند. طبقه متوسط هر دو کشور بی‌ثباتی اجتماعی و تلاش افراد برای بهبود وضع خود را تجربه کردند. هر دو کشور انباشت بی‌وقفه سرمایه و بزرگ شدن طبقه متوسط را به واسطه استخدام شدن از طبقات پایین را از سر گذراندند. اما آنها در یک نقطه با یکدیگر متفاوت بودند. بریتانیا برخلاف آمریکا آریستوکراسی حاکم و مستقری داشت. بریتانیا دارای طبقه‌ای مرفه و طبقه‌ای آموزش‌دیده و فرهیخته بود که بسیار بیشتر از طبقه معادلش در آمریکا در جامعه مؤثر بود. این ویژگی‌های طبقاتی تفاوت‌هایی میان کیفیت حیات سیاسی دو کشور ایجاد می‌کرد. میل بر این باور است که تحولات شگرفی که بعدا روی داد، این تفاوت‌ها را کمرنگ کرده است. قدرت اشراف در بریتانیا کاهش یافت. میل و دیگر فیلسوفان رادیکال عصر او اعتقاد داشتند این روند باید ادامه یابد.
اما اشتراک نظرهای میل با توکویل درباره آمریکا و آینده اروپا در آن سال‌ها بیش از تفاوت‌هایشان بود. میل توکویل را مانند خود رهبری برای گذار از قرن هجدهم به قرن نوزدهم و ترویج‌گری برای ایده‌های اجتماعی می‌داند که اروپا می‌تواند در «عصر جدید لیبرال» در ذهن بپرورد. میل همانند توکویل، در آمریکا، شکل‌هایی از تیرانی (ستمگری) توده‌ای را نه فقط در قوانین بلکه در نیرویی نامرئی فراسوی قوانین تشخیص می‌دهد. برای نمونه، وجود مدارس کاتولیک خارج از نظام آموزشی بی‌طرف یا برخی قوانین مذهبی پروتستان‌ها مغایر با اصول مورد باور میل بود. به عقیده او، در آمریکا تیرانی عوام نه فقط در نژاد، حزب یا دین، بلکه در عدم توانایی دستگاه‌های اجرایی و قضایی وابسته به افکار عوام ریشه دارد. میل مانند توکویل بر این باور است که اکثریت دموکراتیک تهدیدی برای ارزش‌های برتری چون فردیت، تنوع فکری و عقاید مفید اقلیت است. میل بعدا این ارزش‌ها را در فلسفه لیبرال خود و به ویژه کتاب «درباره آزادی» (۶) شرح داد. این ارزش‌ها درباره هر ملتی به شیوه‌ای منحصر به‌ فرد جاری می‌شوند، برخلاف آن چیزی که آگوست کنت درباره تکامل واحد ملل می‌پنداشت و میل مخالف آن بود.

«وضع جامعه در آمریکا» (۱۸۳۶)

جان استوارت میل در مقاله «وضع جامعه در آمریکا» به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه وضعیت یک جامعه برای سیاست آن کشور تعیین‌کننده است. میل عمیقا باور داشت که شکل دموکراسی آمریکایی باید نسبت مستقیمی با ویژگی‌های خاص جامعه آمریکا داشته باشد. این ویژگی‌ها عبارت بودند از ثروت طبیعی فراوان، جمعیت سریعا در حال رشد، فرصت‌های قابل توجه برای تمام طبقات اجتماعی برای بالا بردن استانداردهای زندگی، نداشتن همسایگان متخاصم، فقدان طبقه‌ای مرفه جز در ایالات جنوبی و میراث زبان و فرهنگی مادر که سه هزار مایل با آن فاصله داشت. البته همه این عوامل غیرسیاسی تأثیر مثبتی بر دموکراسی آمریکا نداشتند، بلکه مجموع این عوامل اجتماعی و محیطی بودند که با فرم‌های منحصر به فردِ سیاست آمریکا نسبت مستقیم داشتند.
او درباره دو عامل اجتماعی اصلی دموکراسی در این مقاله می‌نویسد: «درآمد بالا و سواد همگانی دو عامل مهم دموکراسی هستند: وقتی هر دو با هم وجود داشته باشند، هیچ حکومتی جز حکومت مبتنی بر افکار عمومی ممکن نیست.» (۷) مسئله دانش شهروندان برای میل از این جهت اهمیت دارد که دیدگاه آنان را نسبت در برابر دین روشن‌تر می‌کند و می‌توانند فراتر از باورهای مذهبی خود فکر کنند. فردی که از سواد لازم برای فکر کردن برخوردار است، در صورتی که نیاز مالی چندانی نداشته باشد، می‌تواند حکومت خود را نقد و انتخاب کند. طبقه متوسط واقعی طبقه دموکراتیک است و به حکومت خود مشاوره می‌دهد.
میل در این مقاله به سخنرانی‌های فرانسوا گیزو (۸)، (تاریخ‌دان و سیاست‌مدار مشروطه‌خواه فرانسوی سده نوزدهم) درباره ملل اروپایی اشاره می‌کند و معتقد است افکار او و نیز کتاب توکویل درباره آمریکا از نمونه‌های خوب بازاندیشی نظری در گذشته و حال کشورهای اروپایی و آمریکاست که از روش‌شناسی مناسبی برخوردارند. ساختار کلی مقاله «وضع جامعه در آمریکا» بررسی چند کتاب و مقاله درباره وضعیت اجتماعی و اقتصادی آمریکاست که در زمان او نوشته شده است. او در پایان نتیجه می‌گیرد که بسیاری از عناصر اجتماعی در آمریکا تابع دولت و سیاست نیست، بلکه برعکس سیاست تا حد زیادی تابع آنهاست. برای نمونه، میزان بالای اشتغال و حفاظت از ثروت در آمریکا باعث شده میزان فقرا در مقایسه با کشورهای اروپایی بسیار کمتر باشد. این امر همان‌ طور که پیش‌تر گفته شد، زمینه مساعدی برای دموکراسی و حاکمیت مردم فراهم می‌کند.

«ستیز در آمریکا» (۱۸۶۲)

میل سال‌ها پس از مقالاتش درباره آمریکا، خصوصا دموکراسی در آن کشور، در پی جنگ داخلی آمریکا (که از ۱۸۶۰ با اعلام جدایی ایالت کارولینای جنوبی از آمریکا آغاز شده بود) مقاله دیگری درباره تجزیه‌طلبان جنوبی و جنگ آنها با ایالت‌های شمالی نوشت. او که در این مقاله خود را نه یک فیلسوف بلکه یک فعال سیاسی می‌داند، تلاش می‌کند از چشم‌انداز متفاوتی نسبت به دیگر بریتانیایی‌ها به مسئله بنگرد. در آن زمان، بسیاری از بریتانیایی‌ها هوادار تجزیه‌طلبان جنوبی بودند. دلایل هواداری یکسان نبود. برخی به دلیل حمایت از برده‌داری با کنفدراسیون ایالات جنوب و رئیس جمهور منصوبش، جفرسون دیویس، همراه بودند. برخی نیز اعتقاد داشتند مردم آن یازده ایالت حق دارند کشور متحدی داشته باشند. اما مسئله میل در نهایت «برده‌داری» بود و با هموطنان خود بر سر هواداری از جنوبی‌ها مخالفت کرد. او جنوبی‌ها را به نداشتن حساسیت اخلاقی متهم کرد.
جان استوارت میل «ستیز در آمریکا» را در چارچوب فلسفه لیبرالی نوشت که یک عمر آن را پرورده بود. این مقاله که در نشریه اکونومیست در سال ۱۸۶۲ چاپ شد برده‌داری را یک نادموکراسی(undemocracy) و سنت‌گرایی نژادی و همسان با سنت‌گرایی جنسیتی می‌داند (۹). این اظهارات میل علیه جنوبی‌ها باعث شد در محافل بریتانیا او را تا حدی همچون یک فعال سیاسی جنجالی بشناسند. میل اعتقاد داشت که شورشی بودن تا وقتی به بهای سرکوب دیگران باشد نمی‌تواند به معنای آزادی‌خواهی انگاشته شود. ایالات جنوبی همان‌قدر در پی آزادیند که سیاهان! بنابراین نمی‌توان بهانه آنها را پذیرفت.
عقاید میل درباره جنگ داخلی آمریکا و مسئله سیاهان باعث شد اقتصاددانی ایرلندی به نام جان الیوت کرنز (John Elliot Cairnes, 1823-1875) او را تأیید کند. کرنز درباره مسئله بردگان در آمریکا کتابی از چشم‌انداز اقتصاد سیاسی نوشت و میل نیز آن را ستود. این کتاب با نام «قدرت بردگان» (The Slave Power, 1862) به سرشت جوامع ایالات تجزیه‌طلب با تأکید بر اقتصاد بردگان می‌پردازد. به اعتقاد کرنز، نیروی کار سیاهان در رشد اقتصادی و توسعه‌طلبی ایالت‌های جنوب مؤثر بوده است. بخشی از دلیل مقاومت دولت فدرال با آنها از این بابت بود. در واقع خواست استقلال از سوی کنفدراسیون خواستی برای آزادی از سوی مردم سرکوب‌شده نبود، بلکه، به زعم کرنز، دلیلی اقتصادی داشت. هرچند میل ماتریالیسم تاریخی موجود در کتاب را نقد نکرد، اما می‌دانیم که میل موتور محرک تاریخ را دلایل فکری و اخلاقی می‌دانست تا اقتصادی. به نظر می‌رسد هم برای کرنز و هم برای میل، مسئله اصلی این بود که به دو روش متفاوت به نتیجه واحدی در موضوع جنگ داخلی آمریکا رسیدند.

———————————-

پانوشت‌ها
1. representative government
2. equality of conditions
3. Berlin, Isaiah, “Two Concepts of Liberty”, in Four Essays on Liberty, Oxford University Press, 1969.
4. Mill, John Stuart, “De Tocqueville on Democracy in America [II]”, in Collected Works of John Stuart Mill, vol. XVIII, edited by J. M. Robson, introduction by Alexander Brady, Toronto, University of Toronto Press, Routledge and Kegan Paul, 1977, 156.
5. Ibid., 193.
6. Mill, John Stuart, On Liberty (3rd ed.), London: Longman, Green, Longman Roberts & Green, 1862.
7. Mill, Collected Works of John Stuart Mill, vol. XVIII, 99.
8. Guizot, François Pierre Guillaume. Cours d’histoire moderne. 6 vols. Paris: Plchon and Didier, 1828-32.
۹. Toryism، واژه‌ای که در بریتانیا برای اشاره به سنت‌گرایان و محافظه‌کاران استفاده می‌شود. توری‌ها یکی از دو حزب بریتانیایی در سده هفدهم بودند که هوادار شاهان استوارت و آریستوکراسی بودند. آنها در سده هجدهم مخالف ویگ‌ها، هواداران لیبرالیسم به شمار می‌رفتند.