سوگ‌یادِ صادق جلال العظم

صادق جلال العظم، فیلسوف سرشناس سوری (زاده ۱ نوامبر ۱۹۳۴- دمشق) دهم دسامبر ۲۰۱۶ در برلین درگذشت. او بازمانده‏ نسلی از روشنفکران عرب بود که همچنان در جامعه‏ خود یا جهان عرب، اقتدار و اعتبار اجتماعی درخوری داشتند. این روشنفکر سوری ترک‏ تبار، سال ۱۹۶۱ از دانشگاهِ ییل آمریکا دکترای فلسفه گرفت. در سال ۱۹۷۲ نشر دانشگاهی آکسفورد رساله‏‏ دکترای او «خاستگاه‏‌های براهین کانت درباره گزاره‏‌های جدلی الطرفین» (The Origins of Kant’s Arguments in the Antinomies) را چاپ کرد.
شوک پیروزی اسرائیل بر اعراب در جنگ شش روزه‏ سال ۱۹۶۷، هویتِ عربی را در مرداب مرگبار نومیدی و کرختی و کینه‏‌اندوزی فرو برد. وجدان عربی سرمست از شعارها و شورهای ناسیونالیسم عربی آن دوران، ناگهان خود را قربانی تحقیرشده و زخم‏ خورده یافت. فرافکنی و دشمن و عوامل خارجی را سبب آن وضعیت خواندن، التیام‏ بخش‌ترین و پر هوادارترین واکنش به چنین بحرانی بود.
در فضای یأس‌‏آلود و انفعالی پس از این رویداد، نقدِ خود پس از شکست (النقد الذاتی بعد الهزیمة) جلال العظم، در کنار دو اثر سنت‏ شکنانه‏ دیگر توجه عرب‏‌زبانان را به خود جلب کرد: شعر نزار قبانی «حاشیه‏‌هایی بر دفتر شکست» (هوامش علی دفتر النکسة)، جشن شب‏‌زنده‏‌داری برای دهم ژوئن (حفلة سمر من اجل 5 حزیران) نمایش‏نامه‏ سعد الله ونوس. جالب آنکه آفریننده‏ هر سه اثر سوری بودند. جلال العظم، با زبانی صریح جوامع عربی را از منظر فرهنگی و فکری نقادی کرد و یگانه راه برون‏‌شد از بحران را مسئولیت‏‌پذیری و دست زدن به نقد فراگیر هویت و سنت عربی دانست. آنچه نام جلال العظم را بر سر زبان‏‌های بیشتری انداخت، اثر وی نقد اندیشه‏ دینی (نقد الفکر الدینی) در سال ۱۹۶۹ است. این کتاب با زبانی تحلیلی و روشن، مبانی و آموزه‏‌های الهیات و سنت اسلامی را نقد ریشه‌‏ای می‌کند و شالوده‏ مابعدالطبیعه‏ اسلامی را خیال و خرافه ‏می‏‌خواند. در پی جنجال‏‌های برانگیخته، جلال العظم یک سال بعد به خاطر نوشتن این کتاب، به اتهام توهین به اسلام، محاکمه و به حبس محکوم شد، ولی حکم حبس در دادگاهِ تجدید نظر نسخ شد. از آن هنگام تا پایان عمر هشتاد و دو ساله‌‏‏اش، رسالت خود را دعوت مردمان عرب به خروج از تاریک‌‏اندیشی دینی و تکیه بر عقلانیتِ انتقادی مدرن قرار داد.
جلال العظم که گرایشی مارکسیستی داشت، رساترین صدای عربی بود که علیه فتوای آیت‌الله خمینی مبنی بر وجوب قتل سلمان رشدی شنیده شد. فصل سومِ ذهنیتِ تحریم، کتاب نشر یافته‏ او در سال ۱۹۹۷، «سلمان رشدی و واقعیتِ ادبیات» نه تنها فتوای قتل نویسنده را محکوم می‌کند که واکنش عموم مسلمانان و حتی روشنفکران غیرمذهبی به این رویداد مهم را نیز زیر ضرب انتقادی کوبنده و بی‏باکانه می‌گیرد. فصل نخست کتاب نیز در نقد جریان روزآمد و محبوب آن دهه، ایدئولوژی شرق‏شناسی‏‌ستیزی و پسااستعمارگرایی است. وی دیدگاه‏‌های ادوارد سعید را ذات‏‌گرایانه (essentialist) و فاقد مبانی منسجم روش‏‌شناختی می‌‏دانست.
جلال العظم جایزه‏‌های علمی و فرهنگی چندی را از آنِ خود کرد؛ از جمله در سال ۲۰۰۴ همراه عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی و فاطمه مرنیسی، فمینست اسلامی مراکشی، جایزه‏ معتبر اراسموس را دریافت کرد. «مدال گوته» از انستیتو گوته‏ آلمان، در سال ۲۰۱۵ واپسین جایزه‏‏ در کارنامه‏ اوست.
جلال العظم تا پایان زندگی از مخالفان بشار اسد و خواهان کناره‏‌گیری او از قدرت بود. سال‌شمار آثار این روشنفکر فقید سوری چنین است:
۱۹۶۷ تئوری زمان کانت
۱۹۶۸ خودانتقادی پس از شکست
۱۹۶۹ نقد اندیشه دینی
۱۹۷۲ مبنای استدلال کانت در تضاد
۱۹۸۰ چهار مقاله فلسفی
۱۹۹۲ تابوی روان: سلمان رشدی و واقعیت ادبیات
۲۰۰۴ اسلام و سکولار اومانیسم