کشف یک فیلم‌ساز درخشان، شوکت امین

حسن صلح‌جو
شوکت امین فیلم‌ساز کمتر شناخته شده‌ای برای ایرانیان است. آقای امین کورکی، کُردی عراقی است که پس از تحصیلاتش در ایران به کردستان برگشته و در این سال‌ها چند فیلم ساخته است. «خاطرات روی سنگ» سومین و تاکنون موفق‌ترین فیلم امین شوکت است. فیلم درباره مهم‌ترین فاجعه کردستان عراق در دوران حکومت صدام حسین است. قتل عام کردها که با عنوان کشتار انفال معروف شده، تاکنون موضوع و دست‌مایه ساخت چند فیلم بوده است و چندین فیلم‌ساز کُرد کوشیده‌اند در قالب‌های مستند و داستانی به این موضوع بپردازند. اما به نظر می‌رسد «خاطرات روی سنگ» مثل هر آن چیز دیگری که روی سنگ نوشته‌ شود، ماندنی‌تر است.
فیلم روایت تلاش فیلم‌سازی است که می‌خواهد فیلمی درباره کشتار انفال در کردستان بسازد و به دنبال بازیگر و امکانات برای ساخت فیلم است؛ اما در طول ساخت فیلم مشکلات بسیاری برای فیلم‌ساز و فیلم به وجود می‌آید، از گرفتاری‌های یافتن زنی برای بازی کردن در نقش دختر فیلم گرفته تا درامی عشقی که در لایه دیگر فیلم تا آخر پیش می‌رود و از مشکلات پیدا کردن سرمایه برای تهیه کننده و تلاش برای استفاده از هر فرصت.


فیلم در یک سطر ساده در واقع پشت صحنه ساخت یک فیلم در کردستان عراق است. اما این فیلم پشت صحنه به تصویری از جامعه کردستان در شرایط بعد از دوران صدام تبدیل می‌شود. آنچه بیش از هر چیز دیگری این فیلم را متمایز می‌کند تلاش فیلم‌ساز برای گریز از فضای شعاردهی و درگیر شدن با شکل ملودرام و تراژیک ماجرای کشتار انفال، از طریق قصه‌گویی و پیوسته درگیر کردن بیننده با درام و فراز و فرودهای قصه است. فیلم‌ساز که با موضوعی احساسی و تراژدی عمیقا دردناکی به خصوص برای کردها روبروست، هیچ‌گاه به ورطه احساس و بازی احساسی با این ماجرا سقوط نمی‌کند و به محض درگیر شدن در ماجرا، به سرعت از آن فاصله می‌گیرد تا در عین اینکه مخاطب را به شکلی غیر مستقیم از آنچه در انفال اتفاق افتاد با خبر کند، او را سرگرم و همراه نگه دارد و هم‌زمان در لایه عمیق‌تر فیلم تصویری از جامعه امروز کردستان به دست دهد، جامعه‌ای درگیر با همه معضلات دوران بازسازی.

شخصیت‌پردازی
شخصیت‌های فیلم، از کارگردان گرفته تا تهیه کننده و بازیگر زن و نامزدش تا خواننده کُرد، به اندازه و به خوبی در فیلم ترسیم شده‌اند. شخصیت‌ها باور پذیرند، عصبانیت و خودخوری کارگردان که از زن و بچه‌اش دورمانده و برای ساختن فیلم در تقلاست به همان اندازه قابل درک است که رفتار بزک شده و پر از خودنمایی شخصیت خواننده. فیلم‌ساز با ظرافت درخوری مراقب یکایک شخصیت‌هاست و به قاعده واندازه در هر بخش از فیلم جلوه‌ای تازه از شخصیت‌پردازی خود را به رخ می‌کشد. از تهیه کننده‌ای که به امید فروش بیشتر فیلم، می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا بازیگر زن کُردی که می‌خواهد برای بازی در فیلم از ایران بیاید ولی نگران برداشتن روسری خود در فیلم و عواقب آن در ایران است. روان‌شناسی این شخصیت‌ها جملگی باور پذیر و ملموس است. بازی بازیگران هم در این فیلم کاملا قابل قبول به نظر می‌رسد. همه آدم‌ها انگار از جنس واقعی هستند. تنها شخصیت و بازی دختر است که کمتر باورپذیر می‌نماید. لحن و حس بازی او کاملا در فاصله با بقیه فیلم قرار دارد، درست مثل کاراکترش. همین فاصله نیز در بخش‌هایی از فیلم کمک کرده است.
ساختار درام
فیلم‌نامه به خوبی از همان آغاز ما را درگیر مشکل اصلی شخصیت اول فیلم می‌کند؛ یعنی یافتن بازیگر زن و همه مشکلات جانبی آن در جامعه سنتی کردستان. ما همراه فیلم‌ساز درگیر گرفتاری‌ها می‌شویم و به تدریج لایه‌های دیگر فیلم هم اضافه می‌شود. گره‌ها و مشکات در مسیر ساختن فیلم بسیار باورپذیرند و ملموس و بیننده هرگز تصور نمی‌کند که فیلم‌ساز به او دروغ می‌گوید. همه اینها یک دلیل ساده دارد: فیلم‌ساز غلو نمی‌کند و نمی‌کوشد خود را به رخ مخاطب بکشد. درعین‌حال هر جا لازم می‌بیند رگه‌های رقیق طنز را نیز به کار می گیرد؛ طنز تلخی که هرگز تماشاگر را نمی‌خنداند اما عمق تراژدی را به شکلی قابل تحمل بیشتر آشکار می‌کند. طنز رقیق ویژگی است که در فیلم‌های کردی زیاد دیده می‌شود. ترکیب فیلم در فیلم هم به خوبی در فیلم جا افتاده و بیننده بی‌آنکه گیج شود نیک می‌داند که کجا فیلم است و کجا پشت صحنه فیلم.
شاهد فیلم‌برداری خوب و خوش‌نواختی هستیم و فضاسازی کاملا در خدمت فیلم است. سالم صلواتی عکاس و فیلم‌بردار ایرانی، عهده‌دار فیلم‌برداری بوده و مثل دیگر فیلم‌برداران ماهر سینمای ایران کارش را به خوبی انجام داده است.
فیلم از تدوینی روان و یک‌دست برخوردار است و به مدد همین تدوین سطح تراژیک قتل ‌عام انفال و مسائل پیرامونی آن در فیلم مورد استفاده ابزاری قرار نمی‌گیرد و این حادثه کاملا در خدمت فیلم قرار می‌ماند.
شوکت امین با این فیلم نشان داد فیلم و سینما را خوب می‌شناسد و فیلم‌هایی می‌سازد ژرف و دیدنی. دیدن فیلم او را از دست ندهید.